گاهی وقتا فکر می کنم چقدر بده آدم، منطقی ِ بی احساس یا احساساتی ِ بی منطق باشه، وچقدر خوبه که احساساتی ِ منطقی باشه. یه مدته می خوام به خودم ثابت کنم که احساس و عاطفه از دل همه آدما رفته و همه چیز منطقی و مادی شده.
از آدما که می پرسم احساسات براشون مهمه یا منطق،خیلی هاشون می گن منطق، بعضی هاشون می گن احساس، عده ای هم می گن هر دو. ازشون می پرسم به نظرتون آدم هرچی تو دلشه باید بگه و بهش عمل کنه؟عده ای میگن نه، چون حرف دل دروغه، چون دل ساده و بی تجربه س، چون دل... اصلا مگه دل وجود داره؟ مگه حرفاش اهمیت داره؟
عده ای هم میگن مگه چیزی جز دلم وجود داره؟...دلشون میگه بزن، میزنن . بکش، میکشن. نابود کن، میکنن. به خاطر خودت یکی و از عرش به فرش برسون، میرسونن.
کدوم درست میگن؟ اونایی که به دلشون اهمیت نمی دن و فقط با منطق تصمیم می گیرن، یا اونایی که به هیچ چیز جز دلشون اهمیت نمی دن؟
یکی بهم گفت: حرفای دل مثل یه خوابه که از هزار تاش یکیش رویای صادقانه نیست.(به اندازه همه دنیا ممنون). ولی من میگم از هزار تا حرف یک حرف میتونه مثل999 تای بقیه نباشه و حرف دل باشه.
Just answer me please!
با همه اونایی هستم که گفتن : مرگ بر دل...زنده باد منطق
تویی که دل نداری و همه چیز برات منطقیه، چطوری با گریه ی یه کوچولو که گوشه ی یه اتاق کز کرده و برای فرار ازبارون و منجمد شدن به سقف ریخته ی اتاقش یه مشما زده، بی تاب میشی؟؟؟؟؟ یا شایدم نمیشی که در اینصورت باید به انسان بودنت شک کرد!
عشق زمینی
عشق زمینی وجود نداره، یعنی این طوری میگن
عشق من به مامانم، بابام، خواهرام و حتی اونایی که دوستشون دارم،از ناراحتیشون بیتاب میشم، براشون غصه میخورم عشق زمینی نیست؟! پس شاید یه اجباره یا یه بازی که یه روز تموم میشه و بازنده اش انسانه! شاید عشق زمینی فنا پذیر باشه، شاید برای یه مدت کوتاه به اندازه عمرمون باشه ولی برای زنده بودن و زندگی کردن لازمه. منطق و احساس باید به یه نسبت مساوی تو زندگی باشه...این و یه آدم احساساتی ِمنطقی میگه!
عقل میگفت که دل مسکن و ماوای من است
عشق خندید که یا جای تو یا جای من است
